شغل بچه ها

محمد حسین هر دفعه به هوای نوع لباسا نظرش عوض میشه. گاهی دوست داره پلیس بشه، گاهی آتش نشان، گاهی هم خلبان. البته عاشق پرواز و هواپیما و هلی کوپتر و... است. نمیدونم هستم ببینم آخرش چی کاره میشه!! خدایا بچه هام رو تو حفظ کن، چه باشم و نباشم. در رکاب امامشون  باشن.

زهرا هم مثل خیلی از دخترا از اول دوست داره معلم بشه. زهرا خیلی خانوم شده. و خداروشکر همه کاراش رو خودش انجام میده .

ایشاالله همه بچه ها سلامت باشن و شاد...

پ.ن: پریروزا محمدحسین میگفت میخوام سرباز شم!! گفتم چرا؟! گفت چون اینجوری( ادای رژه دراورد) راه میرن!

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

خدا رو شکر

سلمان

سلام. چشمتون روشن، آقا از كربلا برگشتند :) چه عجب يادي كرديد از وبلاگ‌هاي قديمي!! 5شنبه هم خوب بود و جاي دوستان خالي.

بشرا

سلام ببخشید پیامت را دیر دیدم کلا ! خوبم . الهی شکر :)

سلمان

سلام. تاریخ مطلب سفر آقا رو ندیده بودم خب! چرا دیگه ضایع می‌کنید شما؟ :)) انشالله جفتشون سرباز امام زمان بشن، چه با رژه و چه بی رژه

خود گم کرده

سلام یاد قدیما ب خیر خدا حافظ همه باشه انشاالله شما تصمیم گرفتی یا دوست داشتید افرادی خلق شن و خدا خلق کرد. بعد بهشون میگیم بچه های ما! بگذریم خدا کنه درست عمل کنیم تا درست رفتار بشه خدایا ما که بلد نیستیم تو خود نگهدار و راهنما باش. خوش باشید و خوش ببینید انشاالله یاحق

کیمیا

سفر کربلاشون قوبل باشه و امیدوارم همتون سلامت باشید.

شهاب

وبلاگ خيلي خوبي داري اميدوارم روز به روز هم بهتر بشه موفق باشي اگر دوست داشتي به وب منم يك سر بزن خوشحال مي شم البته يك مدتيه مطلب ننوشتم يكم گرفتار بودم برام دعاكن ممنون

حامد معنوی

سلام خسته نباشید اگه دوست داشتید منا لینک کنید...[لبخند]