روزمرگی

احساس میکنم خیلی مامان بزرگ شدم.... دیگه از اون شیطنت ها خبری نیست.. دلم میخواد بیخیال دنیا و زندگی توی دشت بدوم و بخندم و جیغ بزنم و غلت بزنم و بچگی کنم. چه زود دارم پیر میشم. از اینکه تو صورتم خط بیوفته می ترسم. چقدر بار مسئولیت زندگی زیاده . هرچند همش شیرینه و می ارزه به خنده ی بچه ها .. اما دوست ندارم تو آینه یه روز صورت  پرچین ببینیم.......

امروز دیدم دخترای همکارام که چند ماهی هم از زهرا بزرگترن چقدر سبک رفتار میکنند. کلی دلم گرفت! آخه زهرا جون خیلی بهت سخت میگیرم. با اینکه تو خیلی خانومی ، شاید به خاطر اینه که دوست دارم از همه سرتر باشی. اما بازم منو ببخش. دوستت دارم.

محمد حسینم اونقدر شیرین حرف میزنی که دلم برات زیاد تنگ میشه . شوتای خیلی محمکی داری و عشق مدرسه فوتبال رو داری. یعنی وقتی بزرگ بشی یادت میمونه که هرشب باید با بابا فوتبال بازی  میکردی!!! تو هم زود بزرگ میشی و من غصه میخورم چرا قدر روزای شیرین بچگیتون رو ندونستم.

حمید جونم آخر شب شیف سوم کارم به تو میرسه و طبیعتا خسته خسته ام. ( شیفت اول اداره، شیفت دوم بچه ها و شام و درسشون) ممنون که درک میکنی . همسر خوب بودن باید اصلی ترین کارم باشه . اما گاهی به حاشیه میره، هرچند با کمک هم نمیزاریم، اما نمیدونم راضی هستی یا نه!!

و خودم .. دیگه خودم فکر کنم دارم فراموش میشم .............

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

سلام... چقدر هممون دلتنگیم.. دلتنگ جوونیا... یادش بخیر اون وقتا... چقدر احساس می کنم پیر شدم!! خدا بچه ها رو برات حفظ کنه و سایه ات همیشه رو سرشون باشه

سارا

11 سال پیش که شروع کردم به وبلاگ نویسی تو ذهنم هم نمی گنجید که سال ها بعد بیام و از بچه هام بنویسم! چقدر عمر زود می گذره....

نگاه

وای خدای من ... من چه قدر از اینجا دور بودم...دو تا بچه که یکیشون به تکلیف رسیده .... نازی!چه قدر زمان زود میگذره! موفق باشی پریا خانمی

وحید سلگی

نه...........

maysam

shift e sevvom ro jedditar begir, tashakor kardan fayde nadare

یوسف

سلام... در همین پیچ و خم دنیا و سختیاشه که باید بتونیم همه رو راضی نگه داریم و به دنیا لبخند بزنیم... خدا کنه که سلامت باشیم و خدا خودش کمک کنه... دیده بان برج مینو

فردوس

و شیفت چهارم وبلاگ!! که به امان خدا رها شده !! (محض تغییر فضا)

بی نام

سلام بنویسید. نوشتن خوبه. موفق باشید.

حسین (نای نی)

سلام به داشته ها و زیبایی های زندگیتون بیشتر فکر کنید. خب البته رسیدن به خیلی چیزا تو زندگی، تاوان داره. لذت بردن از بزرگ شدن بچه ها، به چین و چروک روی پیشونی می ارزه. :) دلتون شاد و زندگیتون پر از روزهای خوب. آسمونی باشید [گل]